
قسمت اول
یکی از مهمترین ریشه های مشکلات بنیاد شهید و امور ایثارگران در “ساختار تشکیلات و مدیریت منابع انسانی” فعلی این سازمان است و همچنین عدم حضور کارشناسان متخصص و یا عدم دریافت مشاوره از نخبگان و اندیشمندان علم مدیریت که خوشبختانه تعداد آنها در کشور عزیزمان بسیار زیاد است .
قسمتی از شرایط وضع موجود :
در حال حاضر قوانین ایثارگران در هر ارگان به یک شکل متفاوت و بسیار تبعیض امیز در حال اجرا است در حالیکه اعتدال این است که در شرایط ایثارگری یکسان خدمت رسانی به ایثارگران نیز عادلانه باشد.
بسیاری از اقشار ایثارگران که نیاز به حمایت ندارند دارای انواع و اقسام قوانین حمایتی غیر قابل اجرا و یا اجرای توام با تبعیض هستند و برعکس بسیاری دیگر از ایثارگران همچون رزمندگان و جانبازان زیر 25% که مستقیا در جنگ حضور داشته و با ایثار و از خودگذشتگی افتخار افرین بوده و امروز به همان دلایل دارای اسیب های جسمی و روحی بوده و نیاز به حمایت بیشتر دارند متاسفانه در میان همه قوانین به فراموشی سپرده شده اند و کلا اولویت بندی در ارائه خدمات نادیده گرفته شده است و قوانین متناقض و تبعیض امیز بسیار دیده می شود .
اکثر قوانین حمایتی برای ایثاگران شاغل نوشته شده است و اتفاقا ایثارگران غیر شاغل که نیاز به حمایت بیشتر دارند باز هم فراموش شده اند .
در حال حاضر اصلا به نظر نمی رسد که بنیاد برای این بوجود امده باشد که به همه ایثارگران خدمات ارائه نماید بلکه حتی در انتخاب نیروی انسانی نیز بنیاد افرادی را انتخاب کرده است که خودشان نیازمند خدمات بوده اند و لذا اکثر اوقات مناسب با شرایط خودشان قوانین را تدوین کرده اند و نه اکثریت ایثارگران و در اصل شرح وظایف بنیاد که همان وظایف حاکمیتی و برنامه ریزی و نظارت بوده را فراموش کرده اند و بیشتر به گسترش تشکیلات و نیروی انسانی غیر متخصص برای رفع مشکل بیکاری ایثارگران پرداخته اند .
حاصل ساختار فعلی نیروی انسانی، وجود مشکلات فراوان در حوزه های امور حقوقی - درمان – اموزش- معیشت - اشتغال و مسکن ایثارگران و همچنین افزایش هزینه ها و کاهش کارایی بوده است زیرا برای هر وظیفه متخصص ان کار انتخاب و منصوب نشده است و انتخاب نیرو در هر سازمان مهمترین شرط موفقیت سازمانها است .
راهکار های پیشنهادی :
-اجرای سیاست های کلی نظام اداری که از سوی رهبر معظم انقلاب در 26 ماده و در سال 89 ابلاغ گردیده است .
-انجام طرح های پژوهشی در حوزه ایثارگران بجای اجرای طرح های پر هزینه که معمولا بدون انجام کار کارشناسی در حال اجراست و مما نعت از موازی کاری و استفاده از تجربیات گذشته .
-ارتقاء تخصص و دانش نیروی انسانی فعلی بنیاد از طریق اموزش های ضمن خدمت و یا مقطع دار متناسب با شغل مورد تصدی و بخصوص در رشته های مدیریت منابع انسانی و تحول اداری و آشنایی با قوانین و مقررات ایثارگران
- برنامه ریزی نیروی انسانی و جذب نیروی متخصص در بنیاد .
-دریافت مشاوره از متخصصین علم مدیریت منابع انسانی و اصلاح ساختار از معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی ریاست جمهور
-ایجاد گروههای کاری متخصص موقت برای رفع مشکلات موقت
-ایجاد فضا های پویای رسانه ای به وسیله مناظره ها انتقادات – پیشنهادات و استفاده از ظرفیت صدا و سیما و همچنین ارتقاء سایت بنیاد .
-انجام کار کارشناسی و ادغام سازمان های موازی همچون امور ایثارگران ارتش و سپاه و......در حوزه ایثارگران و ایجاد یک سازمان منسجم و پاسخگو و نظارت شونده با عنوان "وزارت و یا سازمان پیشکسوتان ایثار " که متناسب با شان و مقام ایثارگران طراحی شود به نحوی که هدف و وظیفه ان خدمت رسانی به همه ایثارگران باشد و رزمندگان و جانبازان زیر25% را نیز به فراموشی نسپارد و ایثارگران در انجا اجرای عدالت را احساس کنند.
و کلام اخر به امید ایجاد یک جرقه در ذهن رئیس محترم بنیاد و پیرو آن یک تحول در نظام اداری آن سازمان با تاکید بر سیاست های کلی نظام اداری که از سوی رهبر معظم انقلاب در 26 ماده قبلا ابلاغ گردیده است .
قسمت دوم
در حال حاضر قوانین حمایتی زیادی در خصوص ایثارگران شاغل دولتی به تصویب رسیده که در خصوص رزمندگان و جانبازان زیر ۲۵٪ نیز در حال اجراست و در نهایت برنامه ریزی های مناسبی در جهت توانمند سازی این گروه انجام شده است؛ برای مثال کارمندان جانباز با هر درصد جانبازی مشمول معافیت از پرداخت حق بیمه و بازنشستگی و مالیات هستند و همچنین مشمول ارتقا طبقه شغلی و امتیاز فوق العاده ایثارگری که البته این قوانین بسیار پسندیده است.
براساس قانون مدیریت خدمات کشوری در خصوص ایثارگران شاغل امتیازی با عنوان فوق العاده ایثارگری و براساس جدول و میزان حضور در جبهه و درصد جانبازی بالاتر از ۵٪ به کلیه ایثارگران پرداخت می گردد و براساس تایید واحدهای اعزامی سه چهارم حضور در جبهه رزمندگان سرباز نیز به صورت داوطلبانه محاسبه و مطالبات کلیه رزمندگان نیز از سال 88 قابل پرداخت بوده است. و این امتیاز متناسب با افزایش ضریب سالیانه، هر سال افزایش می یابد و هر سال در ایام خاص ایثارگران مورد تقدیر قرار می گیرند. طبق برنامه ششم همه رزمندگان نیز شامل ارتقاء یک مقطع تحصیلی و مزایای ناشی از آن قرار گرفته اند.
ولی موضوعی که از دید همه مسئولین بیش ازسالهاست که مغفول واقع شده است نحوه توانمندسازی رزمندگان و جانبازان زیر ۲۵٪ بدون شغل و یا بیکار و یا دارای مشاغل کاذب و یا بیمار و یا کارگر با بیمه پردازی خود شخص است. البته در قانون برنامه پنجم و ششم به مواردی اشاره شده است ولیکن به علت نبودن انجمن ها و تشکل های پیگیری کننده و سازمان های متولی هرگز پیگیری جدی انجام نشده است و این گروه از جانبازان از حداقل حمایت ها، خدمات درمانی و حقوق بازنشستگی و...محروم هستند.
در حالیکه در فرمان امام (ره) برای تشکیل بنیاد هرگز بین ایثارگران تبعیض گذاشته نشده است و این مجریان بوده اند که بنابر سلیقه خود برای گروهی ده ها امتیاز غیر ضروری و گروهی دیگر را محروم از هر نوع حمایت اعلام کرده اند. ولیکن تاکنون و با وجود گذشت سال ها از اجرای قانون خدمات کشوری و گذشت بیش از سال ها از اجرای قانون برنامه های پنج ساله در خصوص رزمندگان و جانبازان زیر ۲۵٪ بدون شغل دولتی و یا بیکار و یا بیمار و یا کارگر با مشاغل بسیار سخت، که توان دارا بودن شغل دولتی را نداشته اند هیچ گونه حمایت متعادل و قانون مداری انجام نشده. براستی چه زمانی قرار است این تبعیض ها برداشته شود؟!
به نظر می رسد با اصلاح ساختار تشکیلات بنیاد شهید و تبدیل آن به وزارتخانه «وزارت ایثارگران» یا عناوین مشابه این مشکل حل بشود. لذا پیشنهاد می شود این موضوع مهم پیگیری شود تا همه ایثارگران متناسب با امتیاز ایثارشان شامل دریافت "حقوق ایثار" قرار داده شوند و حقوق ناشی از شغل با حقوق ناشی از امتیاز ایثارگری کاملا" تفکیک شود و تبعیض های موجود بین قوانین ارتش و سپاه و بنیاد و جهاد و..... برای همیشه و نسل های آینده برداشته شود تا همه مردم عدالت اسلامی را احساس کنند.
قسمت سوم
بنیاد شهید و امور ایثارگران به دلیل نداشتن ساختار و تشکیلات تخصصی متناسب با جامعه هدف، دارای مشکلات بسیار پیچیده ای شده است که باز کردن گره هایش را در همین ساختار فعلی کاملا" و صد درصد غیر ممکن می سازد و تنها راه حل تبدیل آن به وزراتخانه است.
اگر ریشه و پایه یک سازمان برخلاف کل ساختارهای کشور، درست ساخته نشده باشد و به جای شرح وظایف سازمانی و قانون و مقررات، سلیقه و برداشت مسئولین هر چند با دین و با ایمان حاکم باشد، بدیهی است که نتواند به اهداف عالی خود دست پیدا کند و سالها تجربه تلخ ایثارگران از عملکرد بنیاد با مدیریت های مختلف، شاهد براین ادعاست.
بنیاد به دلیل آنکه وظیفه اصلی اش خدمت رسانی به عزیز ترین و عالی ترین شهروندان کشور یعنی ایثارگران می باشد، لذا باید پیشروترین سازمان در جهت نیل به اهداف بسیار مهم تحول اداری، سیاست های کلی نظام و اجرای دقیق و مستمر آن باشد.
در ساختار فعلی، بنیاد هیچ کدام از برنامه های تحول اداری را به صورت جدی اجرا نکرده است و با یک ارزیابی ساده از مهمترین شاخص های تحول اداری می توان فهمید که مدیریت های بنیاد در همه دوره ها ضعیف بوده اند. برای شفاف سازی موضوع و برای اینکه خود مسئولین بنیاد هم از کاستی های موجود مطلع باشند، برخی از برنامه های تحول اداری و کارنامه بنیاد را مرور می کنیم.
1- خدمت رسانی به ایثارگران با موضوع بسیار مهم درمان:
درمان تکمیلی ایثارگران که مهمترین نیاز این گروه است بارها و بارها دستخوش تغییرات بسیار اساسی شده است، گاهی درمان تکمیلی ایثارگران شاغل به دستگاه های دولتی واگذار شد و برخی وزارتخانه ها با بی توجهی اصلا آن را اجرا نکردند و گاهی به بنیاد و این گردش باطل چندین بار تکرار شد و ایثارگران را به هم پاس دادند، در آخرین وضعیت نیز ایثارگران به یک باره دچار بحران روحی ناشی از تغییر شرکت بیمه گردیدند و مجدد نقطه سر خط! و باز هم سرگردانی ایثارگران مظلوم، و اما مظلومترین قشر، یعنی جانبازان زیر 25% که تا 20سال پس از جنگ، حتی یک دفترچه درمانی هم نداشتند.
2- تدوین قوانین و مقررات متعارف و متعادل :
در سال 67 جنگ پایان یافت، لیکن قانون جامع خدمت رسانی به ایثارگران با صدها اشکال حقوقی در سال 91 تصویب شد! و هنوز هم اکثر مواد آن قابلیت اجرایی ندارد و اکثریت جانبازان با عنوان زیر25% از هر گونه تسهیلات محروم مانده اند و با میانگین سن 55 سال و کهولت سن نه حقوق بازنشستگی دارند و نه هیچ حمایت دیگر.
3- سلامت اداری :
وجود بیش از 30 هزار صفحه تخلفات استخراج شده از طرح تحقیق و تفحص مجلس، شاهد بسیار گویای نبودن سلامت اداری در بنیاد است، واقعیت آنکه بنیاد هرگز دچار کمبود بودجه و منابع مالی نبوده و شاید گاها" گروهی جانبازنما، حق و حقوق قانونی ایثارگران واقعی را به یغما برده اند.
4- اصلاح ساختار و فرآیند ها:
ارتش و سپاه و جهاد و بنیاد هرکدام برای خودشان قوانین مستقل دارند و طی سالها همسان سازی انجام نشده و از کارهای هم بی اطلاع هستند، گاهی ایثارگری خوش شانس شامل دریافت چندین حقوق می شود و اکثریت جانبازان محروم از حداقل حقوق و معیشت، گاهی یک جانباز برای احراز درصد جانبازی باید در چندین کمیسیون شرکت کند. یک بار ارتش یا سپاه و دوباره بنیاد و... و متاسفانه برای کوتاه کردن این مسیر با وجود برخی از قوانین تا کنون چاره ای اندیشیده نشده ،مصیبت های کمیسیون های پزشکی و نادیده گرفتن های جانبازان اعصاب و روان را هم جداگانه می توان یک کتاب برایش نوشت.
اگر بخواهم تک تک طرح های تحول اداری و سیاست های کلی نظام را در بنیاد مرور کنیم، از حوصله خارج است.
ولی واقعیت تلخ اینکه کارنامه بنیاد، ارزیابی خوبی ندارد و 35سال تجربه آیا کافی نیست؟

B L O G F A . C O M
برچسب:
نویسنده: علی پاکدل